<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روانشناسی بالینی و شخصیت</title>
    <link>https://cpap.shahed.ac.ir/</link>
    <description>روانشناسی بالینی و شخصیت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان یکپارچه فراتشخیصی بارلو بر رفتار خودجرحی، اجتناب تجربه‌ای و روان &amp;lrm;رنجوری در زنان دارای خودجرحی غیرخودکشی‌گرا</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4872.html</link>
      <description>مقدمه: خودجرحی غیر&amp;amp;rlm;خودکشی&amp;amp;lrm;گرا یکی از اختلالاتی است که در سال&amp;amp;rlm;های اخیر شیوع آن افزایش یافته و هزینه&amp;amp;lrm;های قابل توجهی را برنظام بهداشت عمومی تحمیل کرده &amp;amp;rlm;است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان یکپارچه فراتشخیصی بارلو بر رفتارخودجرحی، روان&amp;amp;lrm;رنجوری و اجتناب تجربه&amp;amp;lrm;ای در زنان دارای رفتارخودجرحی غیرخودکشی&amp;amp;lrm;گرا بود. روش: این پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان 18 تا 27 سال  (سن اوج بروز رفتار خودجرحی) بود که در سال 1403 با رفتار خودجرحی غیر خودکشی&amp;amp;lrm;گرا به مراکز مشاوره شهر مشهد مراجعه کردند. از میان آنان، 30 نفر به روش نمونه&amp;amp;lrm;گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه درمان فردی شرکت کرد و گروه کنترل پس از پایان دوره پیگیریدرمان را دریافت نمودند. جمع‌آوری داده&amp;amp;lrm;ها با پرسش‌نامه&amp;amp;lrm; اظهارات خودجرحی ISAS))، خرده مقیاس روان&amp;amp;rlm;رنجوری پرسش‌نامه چند بعدی اختلالات هیجانی (MEDI) و اجتناب تجربه&amp;amp;lrm;ای (BEAQ) صورت گرفت که در سه مرحله پیش&amp;amp;lrm;آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شدند. داده&amp;amp;lrm;ها با تحلیل&amp;amp;lrm;واریانس با اندازه&amp;amp;lrm;گیری مکرر در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد در درمان یکپارچه فراتشخیصی بین فراوانی و شدت رفتار خودجرحی (کارکر&amp;amp;lrm;های درون&amp;amp;lrm;فردی و بین&amp;amp;lrm;فردی)، روان&amp;amp;lrm;رنجوری و اجتناب تجربه&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;ای در گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد. اندازه مجذور اتا در اثرات بین گروهی برای این متغیرها به ترتیب 13/0، 52/0، 51/0، 27/0، 35/0 و 41/0 می‌باشد. نتایج مربوط به اثر تعاملی بین زمان و سطوح مختلف گروه ها نیز نشان می‌دهد که این اثر در در تمامی متغیرها معنی‌دار است (01/0&amp;amp;gt;p). همچنین در گروه آزمایش در مرحله پیگیری اثرات درمان بر تمامی متغیرها حفظ شده است.بحث و نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: &amp;amp;rlm; یافته &amp;amp;rlm;های پژوهش نشان می‌دهد، درمان یکپارچه فراتشخیصی می&amp;amp;lrm;تواند به عنوان رویکردی درمانی اثربخش برای رفتار خودجرحی به&amp;amp;lrm;کار رود؛ بنابراین لازم است درآینده این درمان، برای کاهش خودجرحی غیرخودکشی&amp;amp;lrm;گرا و عوامل مرتبط با آن به&amp;amp;rlm; کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی نوروفیدبک بر مهارت‌های اجتماعی و رفتاری کودکان طیف اُتیسم</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4861.html</link>
      <description>مقدمه: اختلال طیف اُتیسم با نارسایی&amp;amp;shy; های مزمن در ارتباط و تعامل اجتماعیِ متقابل در بافت‌های مختلف، همراه با رفتار‌ها و علائق محدود، تکراری و کلیشه‌ای مشخص می‌شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی نوروفیدبک بر مهارت‌های اجتماعی و رفتاری کودکان طیف اُتیسم بود.روش: این پژوهش با استفاده از طرح تک‌آزمودنی از نوع ABA انجام شد. جامعة آماری شامل کلیة کودکان طیف اُتیسم مراجعه‌کننده به مرکز توانبخشی پایا در شمال تهران در مهر&amp;amp;shy;ماه سال ۱۳۹۸ بود. از میان آنان، دو کودک ۷ ساله به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و به مدت ۴۰ جلسة ۴۵ دقیقه‌ای، سه روز در هفته تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفتند. ابزار‌های پژوهش شامل مقیاس درجه‌بندی مهارت‌های اجتماعی و سیاهه ارزیابی درمان اُتیسم بود. داده‌ها با استفاده از نمودار تحلیل چشمی و آزمون اندازه اثر کوهن تحلیل شدند.نتایج: یافته‌‌های نمودار‌های چشمی برای متغیر‌های مهارت‌های اجتماعی، رفتار‌های مشکل‌زا و کمبود‌های رفتاری، نشان‌دهنده تأثیر درمان نوروفیدبک بر علائم اُتیسم در کودکان بود. همچنین، نتایج بررسی تغییرات ایجادشده از طریق اندازه اثر کوهن حاکی از اثربخشی درمان نوروفیدبک بر مهارت‌های اجتماعی و رفتاری کودکان طیف اُتیسم در مرحلة مداخله و پیگیری بود.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در راستای برنامه‌ریزی درمانی و مداخلات بالینی برای کاهش علائم و توانبخشی کودکان طیف اُتیسم مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر بخشی آموزش مدیریت والدین مدل اورگان (PMTO) و آموزش رفتاری والدین (BPT) بر تاب‌آوری کودکان با مشکلات برون نمود ۷ تا ۱۰ سال</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4842.html</link>
      <description>مقدمه: بیشترین مشکل آسیب شناسی روانی در کودکان، مشکلات رفتاری است که در جریان رشد و تکامل بروز می‌یابد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر‌بخشی آموزش مدیریت والدین مدل اورگان (PMTO)و اموزش رفتاری والدین بر تاب‌آوری کودکان ۷ تا ۱۰ سال  دارای مشکلات برون نمود انجام شد.روش: این پژوهش کاربردی با طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 7 تا 10 سال دارای مشکل رفتاری برون نمود در سال تحصیلی 1402-1403 در شهرستان زرین شهر تشکیل بود. 60 در مجموع 60 مادر دارای کودک با مشکلات برون نمود به روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس مشکلات رفتاری کودک آخنباخ (1۹۹1 م) و پرسش‌نامه تاب‌آوری کونور &amp;amp;ndash; دیویدسون ( 2003م‌) بود. مداخلات آموزشی مدیریت والدین مدل اورگان (PMTO) و آموزش رفتاری والدین(BPT) در 10 جلسه 120 دقیقه‌ای (یک جلسه در هفته) برای دو گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. پس از پایان جلسات، پس آزمون و پس از یک ماه سنجش پیگیری در هر سه گروه انجام شد.نتایج: طبق یافته‌های به دست آمده در متغیر تاب‌آوری، تفاوت معنی داری بین دو گروه مدیریت والدین اورگان (PMTO) و آموزش رفتاری والدین (BPT) در سطح (05/0&amp;amp;gt;P) وجود ندارد. با این حال، بین دو گروه با گروه گواه تفاوت معناداری دیده شد. به عبارت دیگر، در هر دو گروه مداخله، میانگین‌ها از پیش‌آزمون به پس‌آزمون و پیگیری کاهش یافته است.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: طبق نتایج به‌دست آمده الگوی مدل اورگان با تأکید بر ایجاد رابطه‌ای گرم‌، حمایتی و قابل پیش‌بینی والد-کودک، احساس امنیت و وابستگی را تقویت کرده و زمینه تاب‌آوری را فراهم می‌سازد. کودکانی که احساس عشق، پذیرش و درک می‌کنند، توانایی بهترِی برای مدیریت استرس و سختی‌ها دارند. همچنین، آموزش رفتاری والدین براساس مدل بارکلی، با تأکید بر ماهیت پیچیده رفتار و مسائل عاطفی، رشدی و ارائه مهارت‌های لازم به والدین برای ایجاد محیطی پرورش‌دهنده، به ارتقای نتایج مثبت بلندمدت در تاب‌آوری کودکان کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشبینی اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس صفات شخصیت: نقش میانجی گر عزت‌نفس</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4869.html</link>
      <description>مقدمه: افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه در میان دانشجویان، نگرانی‌هایی در مورد وابستگی به این فضاها ایجاد کرده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ویژگی‌های شخصیتی و سطح عزت نفس می‌توانند در میزان گرایش به شبکه‌های اجتماعی نقش داشته باشند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش صفات شخصیتی در پیش‌بینی اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی با میانجی‌عزت نفس در دانشجویان بود.روش: جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یکی از واحدهای استان تهران بود. نمونه‌ای به حجم ۴۳۹ نفر به روش خوشه‌ای تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی و همکاران (۱۳۹۵)، فرم کوتاه پرسش‌نامه سنجش صفات پنج گانه شخصیتی (کاستا و مک کری، 1989 م) و پرسش‌نامه عزت نفس روزنبرگ (۱۹۶۵م) گرداوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مسیر استفاده گردید.نتایج: یافته‌ها نشان داد که صفات شخصیتی می‌توانند هم به صورت مستقیم و هم از طریق میانجی‌گری عزت نفس با اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مرتبط باشند. عزت نفس رابطه بین صفات برون‌گرایی، سازگاری، تجربه‌پذیری و وظیفه‌شناسی با اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی را به صورت منفی و رابطه بین عامل روان رنجوری و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی را به صورت مثبت میانجی‌گری کرد. همچنین، عزت نفس توانست اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی را به صورت مستقیم و منفی پیش‌بینی کند.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: با توجه به نقش صفات شخصیتی و عزت نفس در پیش بینی اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، می‌توان چنین نتیجه‌ گرفت که تقویت عزت نفس و آموزش مدیریت بهینه استفاده از شبکه‌های اجتماعی می&amp;amp;shy; توانند در کاهش اعتیاد به این شبکه‌ها مؤثر باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدل ساختاری سلامت جنسی زوجین بر پایه صفات چهارگانه تاریک شخصیت با نقش میانجی دلزدگی زناشویی در دانشجویان متأهل</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4850.html</link>
      <description>مقدمه: سلامت جنسی یکی از مؤلفه‌های اصلی رضایت زناشویی است و تحت تأثیر عوامل روان‌شناختی و شخصیتی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری سلامت جنسی زوجین بر اساس صفات تاریک شخصیت شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم، سایکوپاتی و سادیسم و با در نظر گرفتن نقش میانجی دلزدگی زناشویی انجام شد.روش: این مطالعه به پژوهش توصیفی - همبستگی و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان متأهل 25 تا 50 سال دانشگاه ارومیه در سال 1403 بود. تعداد 250 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های سلامت جنسی لارسون (1998م)، پرسش‌نامه صفات چهارگانه تاریک شخصیت یوسفی (2018م) و پرسش‌نامه دلزدگی زناشویی پاینز (1997م) بود. داده &amp;amp;shy;ها با نرم &amp;amp;shy;افزارهای SPSS  نسخه 26 وlisrel  نسخه 10 تحلیل شد.نتایج: نتایج مدل‌یابی معادلات ساختاری نشان داد بین صفات تاریک شخصیت و دلزدگی زناشویی، و نیز بین دلزدگی زناشویی و سلامت جنسی زوجین رابطه معناداری وجود دارد (۰۱/۰ &amp;amp;gt; p). همچنین، بین صفات تاریک شخصیت و سلامت جنسی رابطه مستقیم و معنادار مشاهده شد (۰۵/۰ &amp;amp;gt; p). نتایج تحلیل مسیر بیانگر آن بود که دلزدگی زناشویی نقش میانجی معناداری در ارتباط بین صفات تاریک شخصیت و سلامت جنسی دارد؛ به‌گونه‌ای که صفات تاریک شخصیت با افزایش دلزدگی زناشویی، سلامت جنسی را کاهش می‌دهند. متغیرهای مدل حدود ۵۹ درصد از واریانس سلامت جنسی زوجین را تبیین کردند.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: یافته‌ها نشان داد دلزدگی زناشویی اثر منفی صفات تاریک شخصیت بر سلامت جنسی را تقویت می‌کند. افرادی با صفات خودشیفتگی و سایکوپاتی، به دلیل رفتارهای غیرهمدلانه و کنترل‌گرایانه، احتمال دلزدگی زناشویی را افزایش داده و در نتیجه موجب کاهش رضایت و کیفیت روابط جنسی می‌شوند. بنابراین، توجه به عوامل شخصیتی و کاهش دلزدگی زناشویی از طریق آموزش مهارت‌های همدلی، ارتباط مؤثر و مشاوره‌های زناشویی در ارتقای سلامت جنسی زوجین اهمیت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و خودزنی غیرخودکشی دانشجویان: نقش میانجی اضطراب فراگیر و افسردگی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4868.html</link>
      <description>مقدمه: اگرچه رابطه بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و خودزنی غیرخودکشی مورد بررسی قرار گرفته است، توجه کمتری به عوامل میانجی این رابطه، به‌ویژه اختلال اضطراب فراگیر، معطوف شده است. ازاین‌رو، هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش میانجی اضطراب فراگیر و افسردگی در رابطه بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و خودزنی غیرخودکشی در میان دانشجویان بود.روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و ازنظر روش جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه‌های شهر نیشابور در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه پژوهش شامل 521 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه غربالگری رویدادهای استرس‌زای زندگی، سیاهه افسردگی بک (‌13 ماده‌ای)، مقیاس اختلال اضطراب فراگیر و سیاهه خود آسیب‌رسانی آگاهانه و تعمدی بود. داده‌هابا استفاده از نرم‌افزارهای آماری SPSS نسخه 26 و LISREL نسخه 8/8 و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.نتایج: نتایج نشان داد که بین رویدادهای استرس‌زای زندگی، اضطراب فراگیر، افسردگی و خودزنی غیرخودکشی رابطه وجود دارد. یافته‌ها حاکی از آن بود که اضطراب فراگیر و افسردگی در رابطه بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و خودزنی غیرخودکشی در میان دانشجویان نقش میانجی دارند.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: رویدادهای استرس‌زای زندگی، اضطراب فراگیر و افسردگی نقش مهمی در خودزنی غیرخودکشی دانشجویان ایفا می‌کنند. پژوهشگران و متخصصان حوزه روان‌شناسی می‌توانند به نقش این متغیرها در تدوین مدل‌های آسیب‌شناختی و درمان توجه کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ویژگی‌های شخصیتی و سرمایه روان‌شناختی در پیش‌بینی رفتارهای پرخطر در نوجوانان بی‌سرپرست</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4832.html</link>
      <description>مقدمه: باتوجه به اهمیت دوران نوجوانی و بحران‌های احتمالی این دوره، به ویژه در قشرهای آسیب‌پذیر جامعه، این پژوهش با هدف بررسی نقش ویژگی‌های شخصیتی و سرمایه روان‌شناختی در پیش‌بینی رفتارهای پر خطر در نوجوانان بی‌سرپرست انجام شد.روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعة آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان بی‌سرپرست دختر و پسر 13 تا 18 ساکن در مراکز تحت پوشش بهزیستی شهر مشهد بود که با روش سرشماری تعداد 300 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS)، پرسش‌نامه سنجش صفات پنج گانه شخصیتی (NEO) و پرسش‌نامه سرمایه روان‌شناختی لوتانز (PCQ) . داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام) با نرم افزارهای SPSS-21 تحلیل شدند.نتایج: نتایج نشان داد ویژگی‌های شخصیتی باوجدان‌بودن، توافق‌جویی و روان‌رنجوری (0001/ 0 p &amp;amp;lt; ،206 /0= R2) و از میان مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی، امیدواری و خوشبینی (0001/ 0 p &amp;amp;lt; ،067 /0= R2). توانستند رفتارهای پرخطر را پیش‌بینی کنند.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: با توجه به یافته‌ها، توجه به تفاوت های فردی این نوجوانان و طراحی برنامه‌هایی برای افزایش امید و خوش‌بینی می‌تواند در ارتقای توان مقابله با مشکلات و پیشگیری از بروز رفتارهای پرخطر در این گروه مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین اثربخشی خانواده درمانی سیستمی رفتاری بر سبک های مقابله ای و انعطاف پذیری شناختی در نوجوانان دیابتی نوع 1</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4851.html</link>
      <description>مقدمه: دیابت  یک بیماری مزمن و متابولیک است که می‌تواند عوامل روان شناختی نوجوانان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، هدف پؤوهش حاضر تعیین اثربخشی خانواده &amp;amp;shy;درمانی سیستمی رفتاری بر سبک&amp;amp;shy; های مقابله&amp;amp;shy; ای و انعطاف&amp;amp;shy; پذیری شناختی در نوجوانان دیابتی نوع 1 بود.روش: پژوهش حاضر نیمه &amp;amp;shy;آزمایشی با طرح پیش &amp;amp;shy;آزمون - پس&amp;amp;shy; آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری شامل نوجوانان دیابتی 14 &amp;amp;ndash; 18 ساله مبتلا به دیابت نوع 1 و والدین آنان در شهر تهران در سال 1399 بود. از میان آن‌ها 30 نفر به صورت داوطلبانه و تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه سبک&amp;amp;shy;های مقابله &amp;amp;shy;ای فرایدنبرگ و لوئیسه (۱۹۹۳م) و پرسش‌نامه انعطاف &amp;amp;shy;پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰م) بود که در مرحله پیش‌آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شد. سپس مداخله خانواده &amp;amp;shy;درمانی روی گروه آزمایش اجرا شد و پس از اتمام جلسات، هر دو گروه مجدداً پرسش‌نامه&amp;amp;shy; ها را تکمیل کردند. داده&amp;amp;shy; ها با استفاده از نرم&amp;amp;shy; افزار SPSS نسخه 24 و روش تحلیل کوواریانس(ANCOVA)  تحلیل شدند.نتایج: یافته‌‌ها نشان داد که در خرده &amp;amp;shy;مقیاس&amp;amp;shy; های سبک&amp;amp;shy; های مقابله&amp;amp;shy; ای شامل ارجاع به دیگران (012/0(P= و مسئله &amp;amp;shy;محور (001/0&amp;amp;gt;(P بین دو گروه آزمایش و گواه در پس &amp;amp;shy;آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین، در خرده&amp;amp;shy; مقیاس&amp;amp;shy; های انعطاف &amp;amp;shy;پذیری شناختی شامل جایگزین&amp;amp;shy; ها (002/0(P=، کنترل (001/0&amp;amp;gt;(P و جایگزین &amp;amp;shy;ها برای رفتار انسانی (001/0&amp;amp;gt;(P بین دو گروه آزمایش و گواه در پس آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: براساس نتایج می‌توان نتیجه گرفت که خانواده درمانی سیستمی - رفتاری در بهبود و اصلاح عوامل روان‌شناختی نوجوانان دیابتی نوع 1 مؤثر است و می‌تواند به عنوان یک مداخله کارآمد مورد استفاده متخصان قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار به دو شیوه زوجی و فردی بر تجارب روابط نزدیک - ساختار رابطه (امنیت دلبستگی) زوجین دارای روابط فرازناشویی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4834.html</link>
      <description>مقدمه: عوامل گوناگونی در سطوح شخصیتی و روانی، همچون سبک &amp;amp;shy;های دلبستگی - چه به صورت مستقل و چه در تعامل با یکدیگر - بر رابطه زوجین اثر گذاشته و منجر به افزایش گرایش آن‌ها به روابط فرازناشویی می&amp;amp;shy; شوند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان هیجان&amp;amp;shy; مدار به دو شیوه زوجی و فردی بر تجارب روابط نزدیک - ساختار رابطه (امنیت دلبستگی) در زوجین دارای روابط فرازناشویی بود.روش: این پژوهش نیمه&amp;amp;shy; آزمایشی با طرح پیش&amp;amp;shy; آزمون - پس&amp;amp;shy; آزمون با گروه کنترل با مرحله پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین دارای روابط فرازناشویی شهر کرج در پاییز سال 1403 بود. در مرحله نخست، تعداد 60 زوج انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 زوج) و 2 گروه کنترل (هر گروه 15 زوج) جایگزین شدند. زوجین گروه&amp;amp;shy;های‌&amp;amp;shy; آزمایش تحت&amp;amp;rlm; درمان هیجان&amp;amp;rlm; مدار برگرفته از گرینبرگ و گلدمن (2008م) به دو شیوه زوجی و فردی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله&amp;amp;rlm; ای دریافت نکرد و در فهرست لیست انتظار باقی ماند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه تجارب روابط نزدیک - ساختار رابطه (ECR-RS) فریلی و همکاران (2011م) استفاده شد. با نرم &amp;amp;rlm;افزار SPSS نسخه 28 و از طریق تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;shy; گیری مکرر تحلیل گردید.نتایج: نتایج نشان داد درمان هیجان&amp;amp;shy; مدار به دو شیوه زوجی و فردی تأثیر معناداری بر امنیت دلبستگی داشته&amp;amp;shy; است (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی بیانگر آن بود که درمان هیجان&amp;amp;shy; مدار به شیوه زوجی اثربخشی بیشتری نسبت به شیوه فردی بر تجارب روابط نزدیک - ساختار رابطه (امنیت دلبستگی) دارد (05/0&amp;amp;gt;P).بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، می&amp;amp;rlm;توان نتیجه گرفت که درمان هیجان&amp;amp;shy; مدار، چه به شیوه زوجی و چه به شیوه فردی، می &amp;amp;rlm;تواند به عنوان رویکردی درمانی مؤثر برای بهبود امنیت دلبستگی در زوجین دارای روابط فرازناشویی در مراکز مشاوره خانواده به کار گرفته شود؛ با این حال، اولویت استفاده با درمان هیجان&amp;amp;shy; مدار به شیوه زوجی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر یک برنامه تمرینی آمادگی جسمانی مبتنی بر سواد بدنی بر کاهش وزن و افزایش نشاط ذهنی دانش‌آموزان دختر دارای اضافه وزن</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4917.html</link>
      <description>مقدمه: شیوع اضافه وزن در میان کودکان و نوجوانان ایرانی به دلایل مختلف رو به افزایش است و کم تحرکی یکی از مهم‌ترین عوامل آن محسوب می‌شود. اخیراً سواد بدنی به عنوان یک مفهوم کلیدی برای ترویج رفتارهای فعال و افزایش انرزی بدنی و نشاط ذهنی نوجوانان مطرح شده است. هدف از این مطالعه، بررسی اثریک برنامه تمرینی آمادگی جسمانی مبتنی بر سواد بدنی بر کاهش وزن و افزایش نشاط ذهنی دانش‌آموزان دختر دارای اضافه وزن بود.روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. بدین‌منظور، 32 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه (12 تا 17 سال) دارای اضافه وزن به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره تجربی و کنترل جایگزین شدند. گروه تجربی به مدت 8 هفته در برنامه تمرینات آمادگی جسمانی مبتنی بر سواد بدنی شرکت کردند، در حالی‌که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آمادگی جسمانی و پرسش‌نامه نشاط ذهنی جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های T  وابسته و تحلیل کوواریانس یک متغیره و چند متغیره انجام گرفت.نتایج: یافته‌ها نشان داد که برنامه تمرین آمادگی جسمانی مبتنی بر سواد بدنی منجر به افزایش مثبت و معنادار سطح آمادگی جسمانی و نشاط ذهنی، و همچنین کاهش معنادار وزن کل بدن و شاخص توده ‌بدنی می‌شود (05/0p&amp;amp;lt;) .بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، توجه بیشتر به اجرای فعالیت‌های ورزشی مبتنی بر سواد بدنی در مدارس، به منظور کنترل وزن و بهبود نشاط ذهنی، به ویژه برای دانش‌آموزان دختر دارای اضافه وزن، ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش روان شناسی مثبت گرا بر سبک زندگی، شادکامی و سرمایه روان شناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4884.html</link>
      <description>مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش روان‌شناسی مثبت‌گرا بر سبک زندگی، شادکامی و سرمایه روان‌شناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهرستان سمیرم در سال 1395-1396 بود.روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه آزمایش و کنترل همراه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهرستان سمیرم تشکیل دادند که از میان آن‌ها 30 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و براساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 14 جلسه (هفته‌ای یک جلسه 90 دقیقه‌ای) آموزش روان‌شناسی مثبت‌نگر (رشید، 2008م) دریافت کرد. پس از پایان مداخله، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد و یک ماه بعد مرحله پیگیری انجام گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه سبک زندگی لعلی (1391) (LSQ) ، پرسش‌نامة شادکامی آکسفورد آرگیل و لو (1989م) (OHQ) و پرسش‌نامة سرمایه روان&amp;amp;shy;شناختی لوتانز (2007م)(PCQ) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و نرم‌افزار SPSS  نسخه ۲۷ تحلیل شدند.نتایج: نتایج تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد که آموزش روان‌شناسی مثبت‌نگر تأثیر معناداری بر سبک زندگی (01/0 &amp;amp;gt; p)، افزایش شادکامی (01/0 &amp;amp;gt; p) و ارتقای سرمایه روان‌شناختی (01/0 &amp;amp;gt; p)، بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارد. این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بود.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد آموزش روان‌شناسی مثبت‌گرا نقش مؤثری در بهبود سبک زندگی، افزایش شادکامی و ارتقای سرمایه روان‌شناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ایفا می‌کند؛ بنابراین به‌کارگیری این رویکرد می‌تواند مورد توجه مشاوران و متخصصان حوزه سلامت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مدل معادلات ساختاری ولع مصرف مواد بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و چشم‌انداز زمان در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4922.html</link>
      <description>مقدمه: ولع مصرف یکی از متغیر‌های مهم در حوزه سوء مصرف مواد است که توجه بسیاری از پژوهشگرانی را که به بررسی عوامل مرتبط با این پدیده را می‌پردازند، به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل معادلات ساختاری ولع مصرف در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون، بر اساس ویژگی&amp;amp;shy; های شخصیتی و چشم&amp;amp;shy; انداز زمان انجام شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از لحاظ نحوه گرد‌آوری داده‌ها، توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی با  استفاده از روش مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون در شهر تهران بود که از میان آنان 270 نفر به روش نمونه&amp;amp;shy; گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها ازپرسش‌نامه&amp;amp;shy; های ولع مصرف، پنج عاملی شخصیت و چشم &amp;amp;shy;انداز زمان استفاده شد و داده‌ها به بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS  نسخه 21 و AMOS  ا نسخه 21 تجزیه و تحلیل شدند.نتایج: نتایج به طور کلی نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین، اثر مستقیم ویژگی &amp;amp;shy;های شخصیتی بر ولع مصرف مواد و چشم &amp;amp;shy;انداز زمان معنادار بود. علاوه بر این، ویژگی&amp;amp;shy; های شخصیتی از طریق چشم انداز زمان توانستند ولع مصرف مواد را در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون پیش‌بینی کنند. نتایج برازش مدل نشان داد که ویژگی‌های شخصیتی روان‌رنجورخویی و وجدان‌گرایی به صورت غیرمستقیم از طریق چشم&amp;amp;shy; انداز زمان بر ولع مصرف اثر می&amp;amp;shy;گذارند.بحث و نتیجه گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که چشم انداز زمان نقش محافظتی مهمی در برابر عود ایفا می&amp;amp;shy; کند و توجه به آن در درمان ولع مصرف مواد می&amp;amp;shy;تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد؛ بنابراین پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود از این متغیر در راستای ارتقای سلامت روان&amp;amp;shy;شناختی بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی و استفاده از تکنیک های مبتنی بر روان‌شناسی ممتیک در درمان اختلال افسردگی اساسی: یک مطالعة موردی کیفی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4833.html</link>
      <description>مقدمه: افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی است که می&amp;amp;shy;تواند کیفیت زندگی بیماران را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد و در موارد شدید به بروز افکار خودکشی یا اقدام به آن منجر شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر معرفی تکنیک&amp;amp;shy; های مبتنی بر روان&amp;amp;shy;شناسی ممتیک و بررسی تأثیر آن&amp;amp;shy;ها بر اختلال افسردگی اساسی بود.روش: پژوهش کیفی نوع مطالة موردی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی ساکن در شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. نمونه پژوهش به صورت هدفمند انتخاب شد و یک آزمودنی با استفاده از مصاحبه تشخیصی مبتنی بر DSM-5 وارد مطالعه گردید. شرکت کننده به مدت 10 هفته تحت مداخلات مبتنی بر روان‌شناسی ممتیک قرار گرفت.نتایج: ارزیابی با استفاده&amp;amp;shy; از مصاحبه تشخیصی DSM-5، پرسش‌نامه افسردگی بک-2، مشاهدات پژوهشگر و خود گزارش &amp;amp;shy;دهی بیمار نشان داد که تکنیک&amp;amp;shy; های مبتنی بر روان&amp;amp;shy;شناسی ممتیک از جمله خودنگاشت ممتیک، نقشة مم&amp;amp;shy;ها و ساختار شکنی ممپلکسی در کاهش نشانه‌های اختلال افسردگی اساسی مؤثر است.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که روانشناسی ممتیک، به عنوان یکی از زیرشاخه&amp;amp;shy;های تکامل فرهنگی، ظرفیت مناسبی برای تبیین شکل‌گیری و تداوم اختلالات روانی دارد. لذا با توجه به تأثیر مثبت تکنیک&amp;amp;shy;های مبتنی بر روان&amp;amp;shy;شناسی ممتیک در پژوهش حاضر، این پژوهش توانست مبنایی برای تدوین پروتکل&amp;amp;shy;های مبتنی بر روان‌شناسی ممتیک در آینده ایجاد کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی در زنان مبتلا به پسوریازیس</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4938.html</link>
      <description>مقدمه: پسوریازیس یک بیماری التهابی مزمن پوستی است که با سطوح بالای استرس و تاثیر منفی قابل توجهی بر کیفیت زندگی و تحمل پرشانی بیماران همراه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی در زنان مبتلا به پسوریازیس بود.روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش &amp;amp;shy;آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک&amp;amp;shy;های درماتولوژی شهر تهران در پاییز سال 1403 بودند. سپس تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی درمان شناختی-رفتاری (15 زن)، گروه درمان مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه‌&amp;amp;shy; آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه&amp;amp;shy;ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت 10 جلسه 90 دقیقه&amp;amp;shy;ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. از پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماری&amp;amp;shy;های پوستی (DLQI) فینلای و خان (1994) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. ‌برای تحلیل داده&amp;amp;shy; ها از به‌دست‌آمده از تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;shy; گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن&amp;amp;shy;فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده &amp;amp;shy;ها SPSS نسخه 28 بود.نتایج: نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس‌آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کیفیت زندگی داشته است (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی دارد (05/0&amp;amp;gt;P).بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می&amp;amp;rlm;توان گفت که درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت می&amp;amp;rlm;توانند به عنوان شیوه&amp;amp;shy; های درمانی مناسب برای بهبود کیفیت زندگی در زنان مبتلا به پسوریازیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به پسوریازیس با درمان مبتنی بر شفقت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل معادلات ساختاری ترومای کودکی و استرس ادراک‌شده با سندرم پیش از قاعدگی: نقش میانجی ذهنی سازی عاطفه محور</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4926.html</link>
      <description>مقدمه: یکی از مشکلات مهم سلامت زنان که می‌تواند بر عملکرد آنان در زمینه‌های مختلف تأثیر بگذارد، سندرم پیش از قاعدگی است. این سندرم معمولاً پیش از قاعدگی آغاز می‌شود و شامل مجموعه‌ای از علائم جسمی، عاطفی و رفتاری است. با توجه به اهمیت قابل‌توجه این سندرم در کیفیت زندگی زنان، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی‌گری ذهنی‌سازی عاطفه‌محور در رابطه بین ترومای دوران کودکی و استرس ادراک‌شده با سندرم پیش از قاعدگی بود.روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مدل یابی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه&amp;amp;lrm;های تهران، کرج و ارومیه بود و نمونه پژوهش 260 نفر از دانشجویان بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به پرسش‌نامه‌های ترومای کودکی برنستاین و همکاران (2003م) (CTQ-28)، استرس ادراک‌شده کوهن و همکاران (1983م) (PSS)، غربالگری سندرم پیش از قاعدگی (PSST) و ذهنی‌سازی عاطفه‌محور گرینبرگ و همکاران (2021م) (B-MAS) پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS-3 تحلیل شدند.نتایج: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که ترومای دوران کودکی و استرس ادراک‌شده با سندرم پیش از قاعدگی رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین، بین ترومای دوران کودکی و استرس ادراک‌شده با ذهنی‌سازی عاطفه‌محور و نیز بین ذهنی‌سازی عاطفه‌محور و سندرم پیش از قاعدگی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در نهایت، ذهنی‌سازی عاطفه‌محور در این رابطه نقش میانجی ایفا کرد.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: پیشنهاد می‌شود که متخصصان روان‌شناسی، روان‌پزشکی و متخصان زنان و زایمان در برخورد با افراد مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی، رابطه حمایتی مطلوب برقرار کنند و از ایجاد استرس اضافی در آنان خودداری نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر کاهش عاطفه منفی و نوسان خلق زنان در دوره یائسگی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5025.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش عاطفه منفی و نوسانات خلقی در زنان یائسه انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان یائسه مراجعه‌کننده به شبکه بهداشت منطقه ۴ تهران بود. از میان داوطلبان واجد شرایط، ۳۰ نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. میانگین سنی شرکت‌کنندگان 3/51 سال بود. گروه آزمایش در هشت جلسه آموزش گروهی ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس شرکت کرد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌های عاطفه منفی و نوسانات خلقی بود که در سه مرحله پیش‌آزمون - پس‌آزمون و پیگیری تکمیل شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند.نتایج: نتایج نشان داد آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس موجب کاهش معنادار عاطفه منفی و نوسانات خلقی در گروه آزمایش نسبت به کنترل در مراحل پس‌آزمون و پیگیری شد‌(P&amp;amp;lt;0.05) . میانگین عاطفه منفی در گروه آزمایش از 2/38 در مرحله پیش‌آزمون به 9/29 در پس‌آزمون و 2/29 در مرحله پیگیری کاهش یافت، در حالی‌که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، میانگین نوسانات خلقی در گروه آزمایش از 0/50 به 6/41 و سپس 0/41 کاهش یافت، در حالی‌که در گروه کنترل تغییر قابل‌توجهی دیده نشد. اثر مداخله در دوره پیگیری سه‌ماهه نیز پایدار باقی ماند.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس می‌تواند به عنوان یک مداخله روان‌شناختی مؤثر برای بهبود عاطفه منفی و نوسانات خلقی زنان یائسه مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود این رویکرد در برنامه‌های ارتقای سلامت روان زنان در دوره یائسگی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس دوستی مشفقانه در معلمان</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4765.html</link>
      <description>مقدمه: اثرات مثبت روابط معلم - دانش‌آموز به طور گسترده‌ای مستند شده است. با این حال، مطالعات کمتری به بررسی تعیین‌گرهای روابط معلم ـ دانش‌آموز پرداخته‌اند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مشخصه‌های روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس دوستی مشفقانه برای معلمان - به مثابه یکی از تعیین‌گرهای احتمالی روابط معلم ـ دانش‌آموز که نقش آن کمتر بررسی شده است‌، انجام شد.روش: در این پژوهش همبستگی، 336 معلم (233 زن و 103 مرد) که به صورت دردسترس انتخاب شدند، به مقیاس دوستی مشفقانه برای معلمان (ویرات و همکاران،2020م) و پرسش‌نامه سرمایه روان‌شناختی ـ نسخه معلم ـ (لوتانز و همکاران،2007م)‌، پاسخ دادند.نتایج: نتایج تحلیل مؤلفه‌های اصلی نشان داد که مدل اندازه‌گیریِ مقیاس دوستی مشفقانه برای معلمان از پنج عامل تشکیل شده است: فداکاری، حساسیت، احساسات مهرورزانه، مراقبت‌گری و همدلی. همچنین، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد چندگانه دوستی مشفقانه با وجوه سرمایه روان‌شناختی شامل (خودکارآمدی، امید، تاب‌آوری و خوش‌بینی) از روایی همگرای مقیاس حمایت کردند. در نهایت، ضرایب همسانی درونی زیرمقیاس‌ها به ترتیب برای فداکاری، حساسیت، احساسات مهرورزانه، مراقبت‌گری و همدلی به ترتیب برابر با 80/0، 74/0، 80/0، 76/0 و 76/0 به دست آمد.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: به طور کلی، نتایج این پژوهش از یک سو با تأکید بر ماهیت چندوجهی سازه دوستی مشفقانه، از بنیان نظری آن در میان معلمان حمایت می‌کند و از دیگر سوی، همبسته بودن این سازه مکنون با ابعاد سرمایه روانی معلمان نشان می‌دهد که غنایافتگی سرمایه روان‌شناختی معلمان می‌تواند یکی از همبسته‌های بااهمیت دوستی مشفقانه - به مثابه تعیین‌گری فردی برای تحقق به اخلاق حرفه‌ای در معلمان، باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روان‌سنجی نسخه کوتاه پرسشنامه نظم‌بخشی هیجانی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4753.html</link>
      <description>مقدمه: نظم‌بخشی هیجانی نقش مهمی در کُنش‌وری عاطفی ایفا می‌کند. یکی از پراستفاده‌ترین ابزارهای سنجش راهبردهای نظم‌بخشی هیجانی، پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی است که دو راهبرد باز ارزیابی شناختی و سرکوب بیانگری را می‌سنجد. این پژوهش با هدف تحلیل روان‌سنجی نسخه کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی انجام شد.روش: در این پژوهش توصیفی - پیمایشی، 322 دانشجو (166 پسر و 156 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از جامعه آماری دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب شدند و به نسخه کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی (پریسی، پیتروا، متا و گراس، 2023م)، نسخه کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپیناون، 2001م) و نسخه تجدیدنظرشده مقیاس ارزیابی تنیدگی (رویلی، رویسچ، جاریکا و واگن، 2005م). پاسخ دادند.نتایج: در حالی که نتایج تحلیل عاملی تأییدی، ساختار دو‌عاملی نسخه کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی را تأیید کرد، نتایج تحلیل عاملی تأییدی چندگروهی نیز به طور تجربی از هم‌ارزی جنسی ساختار عاملی این ابزارحمایت کرد. علاوه بر این، یافته‌های مربوط به آلفای کرونباخ نشان داد که مقیاس از نظر درونی هماهنگ بود. همچنین، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد نظم‌بخشی شناختی با ارزیابی‌های شناختی و راهبردهای انطباقی/ناانطباقی نظم‌بخشی شناختی هیجان به ترتیب شواهد قابل اعتمادی در دفاع از روایی ملاکی و روایی همزمانِ نسخة کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی فراهم آورد.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: در مجموع، یافته‌های این پژوهش همسو با نسخه اصلی پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی، از طریقِ تکرار ساختار عاملی مشتمل بر دو بُعد بازارزیابی شناختی و سرکوب بیانگری، بر اتقان بنیان نظری زیربنایی این پرسش‌نامه و کفایت‌مندی فنی فراجنسیتی آن تأکید کرد. بنابراین، نسخه کوتاه پرسش‌نامه نظم‌بخشی هیجانی در موقعیت‌های همراه با تنگنای زمانی، به بهینه‌سازی اندازه‌گیری نظم‌بخشی هیجانی کمک می‌کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتباریابی مقیاس خودتأییدی (SAS) در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بوعلی سینا</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4946.html</link>
      <description>مقدمه: نوجوانان و جوانان همواره به دنبال پذیرش از سوی دیگران و تأیید خود هستند و در عین حال نشانه‌هایی از خودشیفتگی را بروز می‌دهند. هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی مقیاس خودتأییدی (SAS) و بررسی آن با خودشیفتگی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بوعلی سینا بود.روش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش‌شناختی، جزء طرح‌های غیرتجربی و از نوع ساخت آزمون است. 100 دانشجو به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌های خودتأییدی و شخصیت خودشیفته (آمز و همکاران، 2006م) را پاسخ دادند. داده‌ها با روش همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی، و تحلیل واریانس یک‌راهه و به کمک نرم‌افزار SPSS-25 تجزیه و تحلیل شد.نتایج: یافته‌ها نشان داد که مقیاس خودت أییدی پنج عامل جسمی، شناختی، اجتماعی، هیجانی، و اخلاقی را می‌سنجد. پایایی این ابزار با روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. همبستگی بین خودتأییدی و خودشیفتگی مثبت و معنادار بود (305/0 = r، 05/0 &amp;amp;gt; P). همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از نظر خودتأییدی تفاوت معنادار (05/0 &amp;amp;gt; P) و از نظر خودشیفتگی تفاوت غیرمعنادار (05/0 &amp;amp;lt; P) شاهده شد.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: با توجه به یافته‌های به دست آمده می‌توان گفت هر اندازه خودتأییدی افراد بیشتر باشد، میزان خودشیفتگی آنان نیز بیشتر خواهد بود. با توجه به شاخص‌های روان‌سنجی مقیاس خودتأییدی، می‌توان گفت که این مقیاس مناسب و معتبر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یادداشت سردبیر - بحث ویژه</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5027.html</link>
      <description>امروزه در گستره روان‌شناسی بالینی، شاهد تدوین و گسترش پروتکل‌های درمانی، مبتنی بر دیدگاه‌های نظری متفاوت هستیم. هنگامی که یک برنامه درمانی منتشر می‌شود، تمایل به استفاده از آن نیز گسترش می‌یابد. در کشورهای مقصد، برنامه مفروض ترجمه می‌شود و سپس یا مستقیماً در درمان بیماران به‌کار گرفته می‌شود یا در پژوهش‌های بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.با این حال، پرسشی ذهن متخصصان را درگیر می‌کند و آن این است ‌که آیا می‌توان یک برنامه درمانی مفروض را مستقیماً ترجمه نمود و بی‌درنگ مورد استفاده قرار داد؟ همان‌گونه که در مورد ابزارهای روان‌شناختی نیز این پرسش مطرح می‌شود‌ که آیا می‌توان با ترجمه یک پرسش‌نامه، استفاده از آن را مستقیماً در فرهنگ جدید آغاز نمود، یا این‌که مطالعات روان‌سنجی، مقدمه‌ا‌ی برای گام‌های بعدی است. در علم روان‌شناسی، پیش از استفاده از آزمون‌ها، بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی آن‌ها ضرورتی انکارناپذیر است.در راستای این سخن، درباره ابزارهای روان‌شناختی، فرایندی در علم روان‌شناسی مطرح شده است که مسیر ورود یک پروتکل درمانی را به یک بوم تازه ترسیم می‌کند. این مفهوم، &amp;amp;laquo;امکان‌سنجی[1]&amp;amp;raquo; نام دارد. مفهوم امکان‌سنجی در علوم مختلف به گونه‌ای متمایز مطرح می‌گردد. اما در روان‌شناسی بالینی، مطالعات امکان&amp;amp;shy; سنجی را &amp;amp;laquo;مدل&amp;amp;shy;های ارزیابی برنامه&amp;amp;shy; ریزی&amp;amp;shy; شده در مقیاس کوچک[2]&amp;amp;raquo; می&amp;amp;shy;دانند؛ چرا که این پرسش را مطرح می&amp;amp;shy;کند: &amp;amp;laquo;آیا مداخله در نمونه&amp;amp;shy; ای کوچک کار می&amp;amp;shy;کند؟&amp;amp;raquo;. اگر گام نخست برداشته ‌شود، آن‌گاه در گام‌های بعدی، پژوهش به سمت مطالعه &amp;amp;shy;ای در مقیاس کامل‌تر، همچون کارآزمایی‌های تصادفی‌شدۀ بالینی (RCTs)[3] پیش می&amp;amp;shy;رود.اکنون این پرسش مطرح است که هر برنامه درمانی، برای ورود به یک فرهنگ جدید، به لحاظ علمی باید چه فرایندی را طی کند؟ برخی برای به کارگیری یک برنامه درمانی در فرهنگی متفاوت، ترجمه برنامه را کافی می‌دانند؛ اما متخصصان برای ورود یک برنامه جدید، یا پس از تدوین یک برنامه، فرایند علمی را مد نظر قرار می‌دهند. این فرایند، امکان به‌ کارگیری برنامه درمانی را در پژوهش‌های علمی گسترده‌تر فراهم می‌سازد و درنهایت، زمینه به‌ کارگیری آن را در فضای بالینی مهیا می‌نماید.ضرورت شکل‌گیری این بحث ویژه در این شماره مجله، ترسیم همین فرایند است. بدین خاطر، در ادامه این یادداشت، چهار مقاله ارائه می‌گردد: مقاله نخست، چیستی امکان‌سنجی را در روان‌شناسی مورد بحث قرار می‌دهد. مقاله دوم، می‌کوشد نیاز به ابزاری برای وارسی اولیه امکان‌سنجی را مورد توجه قرار دهد، ابزارهای لازم را از مرحله تدوین تا اعتباریابی دنبال نماید و در نهایت، ابزارهایی را منطبق بر الگوی علمی امکان‌سنجی پیشاروی محققان قرار دهد. سپس، مقاله‌های سوم و چهارم، امکان‌سنجی اولیه دو برنامه درمانی را مد نظر قرار داده‌اند.در مقاله سوم، امکان‌سنجی اولیه یک پروتکل تدوین‌شده ارائه گردیده و مقاله چهارم، امکان‌سنجی اولیه یک پروتکل ترجمه‌شده را مورد وارسی قرار داده ‌است. دلیل وجود دو مقاله تجربی، تفاوت دو پروتکل ترجمه‌شده و تدوین‌شده بوده است. امید است مقالات این بحث ویژه، گشاینده مسیر علمی برای متخصصان روان‌شناسی بالینی باشد.[1] . Feasibility[2] . Small-Scale Models of the Planned Evaluation[3] . Randomized Controlled Trial (RCT)</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ امکان‌سنجی: چیستی، چرایی و جایگاه آن در روان‌شناسی بالینی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4984.html</link>
      <description>در نظام سلامت، ضروری است مداخلات شواهد - محور پس از طرح و معرفی به جامعۀ علمی، ارزیابی&amp;amp;shy; های سخت&amp;amp;shy;گیرانه &amp;amp;shy;ای را در زمینه امکان&amp;amp;shy;پذیری پشت‌سر بگذرانند. انتخاب مداخلات جدید، در گام نخست، تا حدودی بر قضاوت دربارۀ امکان&amp;amp;shy; سنجی آن&amp;amp;shy;ها استوار است. مطالعات امکان&amp;amp;shy; سنجی می‌کوشند به این پرسش پاسخ دهند که آیا یک مداخله در نمونه &amp;amp;shy;ای کوچک قابلیت اجرا و اثربخشی دارد یا خیر. در صورت دریافت پاسخ مثبت، مسیر پژوهش به سوی مطالعات گسترده‌تر، از جمله کارآزمایی‌های بالینی، هدایت می&amp;amp;shy;شود. مقالۀ حاضر بر آن است تا با نگاهی به خاستگاه مطالعات امکان‌‌سنجی و جایگاه آن در روان‌شناسی، به این مفهوم اشاره داشته‌ باشد. هم‌چنین، با تأکید بر ضرورت اجرای این مطالعات، مؤلفه‌های اساسی، اهداف و اهمیت توجه به تفاوت‌های فرهنگی را مورد بحث قرار می‌دهد و به‌صورت عملیاتی، گام‌های اجرای یک مطالعۀ امکان‌سنجی را ترسیم می‌کند.چنان‌که ابزارهای روان‌آزمایی هنگام ورود به فرهنگی لازم است ویژگی‌های روان‌سنجی آن‌ها مورد مطالعه قرار گیرد، یک برنامۀ روان‌درمانی جدید نیز برای به‌کارگیری در فرهنگ مقصد خود، نیازمند عبور از تنگنای روش‌شناختی مطالعۀ امکان‌سنجی خواهد بود تا مناسبت آن برای گسترش در یافتار جدید احراز گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تعیین اعتبار محتوای پرسش‌نامه‌های امکان‌سنجی از دیدگاه متخصصان، بالینگران و بیماران</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4985.html</link>
      <description>مقدمه: اجرای برنامه&amp;amp;shy; های درمانی در یک فرهنگ جدید، در گام نخست مستلزم سنجش و تأیید امکان&amp;amp;shy;پذیری آن&amp;amp;shy;هاست. با توجه به اهمیت امکان&amp;amp;shy;سنجی در گسترش برنامه‌های روان‌درمانی، هدف پژوهش حاضرساخت و اعتباریابی محتوای پرسش‌نامه&amp;amp;shy; هایی برای سنجش امکان‌پذیری از دیدگاه متخصصان، درمانگر/ بالینگر، شرکت‌کنندگان یا بیماران (و در موارد کودک و نوجوان، والدین آن‌ها) بود.روش: مطالعۀ حاضر براساس طرح توصیفی - پیمایشی انجام شد. پس از جست‌وجو در ادبیات مفهوم امکان‌سنجی و تدوین چهار نسخۀ از پرسش‌نامۀ امکان‌سنجی از دیدگاه متخصصان، درمانگر/ بالینگر، بیماران و والدین بیماران (در صورتی که بیماران، کودک یا نوجوان باشند)، 6 متخصص روان&amp;amp;shy;شناسی و 4 دانشجوی دکتری تخصصی دارای حداقل 5 سال سابقه فعالیت بالینی، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند وارد پژوهش شدند. اعتبار محتوای پرسش‌نامه‌ها براساس نظر این 10 متخصص از طریق محاسبۀ شاخص اعتبار محتوا (CVI) و نسبت اعتبار محتوا (CVR) تعیین شد.نتایج: با حذف گویه‌های غیرقابل‌قبول، اعتبار محتوای نسخۀ نهایی پرسش‌نامۀ امکان&amp;amp;shy; سنجی کلی متخصصان با حذف 9 گویه و در قالب 29 گویه تأیید شد. پرسشنامۀ امکان&amp;amp;shy; سنجی جلسه &amp;amp;shy;به&amp;amp;shy; جلسۀ متخصصان با حذف 4 گویه و در قالب 18 گویه پرسش‌نامۀ امکان&amp;amp;shy; سنجی والدین با حذف 2 گویه و در قالب 15 گویه و پرسشنامۀ امکان&amp;amp;shy;سنجی کودکان بدون حذف هیچ گویه‌ای و با همان 12 گویه مورد تأیید قرار گرفت.بحث و نتیجه &amp;amp;rlm;گیری: با وجود ابزارهای مشابه برای سنجش امکان‌سنجی‌، پژوهش حاضر کوشید برای نخستین بار مجموعه‌ای منسجم از پرسش‌نامه‌های سنجش امکان‌پذیری مداخلات درمانی را با تأکید بر جامعیت محتوایی و با تمرکز بر دیدگاه مخاطبان مختلف، از جمله متخصصان، بالینگران، بیماران و در موارد کودک و نوجوان، والدین آن‌ها ارائه دهد. این پرسش‌نامه‌ها می‌توانند با توجه به ویژگی‌های برنامه‌های درمانی مختلف، شرایط امکان‌سنجی را متناسب با هر فراهم سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی درمان فراتشخیصی گروهی شناختی - رفتاری نورتون برای اختلالات اضطرابی در نمونه‌های ایرانی: دیدگاه متخصصان، درمانگر و بیماران</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4987.html</link>
      <description>مقدمه: اختلالات اضطرابی از شایع‌ترین اختلالات روانی هستند که پروتکل‌هایی متناسب با دیدگاه‌های نظری و معطوف به این اختلالات تدوین شده و کاربرد یافته‌اند. از آن‌جا که گام نخست در به‌کارگیری مداخلات جدید در یک بوم، بر پایۀ قضاوت دربارۀ امکان&amp;amp;shy;پذیری آن&amp;amp;shy;ها صورت می&amp;amp;shy;گیرد، هدف مطالعۀ حاضر امکان‌سنجی درمان فراتشخیصی گروهی شناختی - رفتاری نورتون برای اختلالات اضطرابی در نمونه‌های ایرانی بوده ‌است.روش: مطالعۀ کنونی در گام نخست، پیرو طرح دلفی انجام شد و گام دوم آن در قالب طرح شبه &amp;amp;shy;آزمایشی با پیش &amp;amp;shy;آزمون- پس &amp;amp;shy;آزمون، مرحلۀ پیگیری و فهرست انتظار اجرا گردید. در این مسیر، 9 متخصص پیش از آغاز اجرای گروه ‌درمانی، با مطالعۀ خلاصۀ مبسوط پروتکل، پرسشنامۀ امکان‌سنجی را تکمیل نمودند. به‌علاوه، درمانگر مجری پروتکل در پایان هر جلسه، آن را از نظر معیارهای امکان‌پذیری ارزیابی کرد، هم‌چنین، 8 بیمار عضو گروه‌درمانی نیز در انتهای درمان، دیدگاه خود را در مورد معیارهای امکان‌پذیری این پروتکل ارائه نمودند.نتایج: در بررسی مجموع مقوله‌های امکان‌سنجی از نظر متخصصان، درمانگر پروتکل و بیماران شرکت‌کننده در فرایند درمان، به‌طور کلی، امکان‌پذیری پروتکل در سطح (متوسط تا بالا) گزارش شد. با در نظر گرفتن شاخص اعتبار محتوا (CVI) برای ابعاد و مؤلفه‌های امکان‌پذیری، تمامی مؤلفه‌ها از نظر متخصصان، درمانگر و بیماران &amp;amp;laquo;مرتبط&amp;amp;raquo; به‌دست آمد.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm; گیری: درمان فراتشخیصی گروهی شناختی - رفتاری نورتون برای اختلالات اضطرابی در نمونه‌های ایرانی، از نظر متخصصان جامعۀ ایران، درمانگر ارائه‌دهندۀ این پروتکل و بیماران دریافت‌کنندۀ دورۀ درمانی، امکان‌پذیر به‌نظر می‌رسد. این یافته، زمینه را برای وارسی‌های بیشتر در راستای تعیین کارآمدی و اثربخشی این برنامۀ درمانی در چارچوب کارآزمایی‌های گسترده فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه درمان شناختی رفتاری واژینیسموس مبتنی بر زوجین: معرفی و امکان‌سنجی از دیدگاه متخصصان، درمانگر و بیماران</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4986.html</link>
      <description>مقدمه: اختلال درد تناسلی- ‌لگنی مرتبط با دخول از جمله کژکاری های جنسی است که عملکرد و رضایت جنسی زوجین را کاهش می&amp;amp;lrm;دهد که نیازمند مداخلات روان‌شناختی است و برنامه‌های درمانی برای آن‌ها طراحی شده‌است. هدف پژوهش حاضر تعیین امکان‌پذیری برنامۀ تدوین‌شدۀ درمان شناختی‌رفتاری مبتنی بر زوجین در کاهش درد و ترس، افزایش عملکرد و رضایت جنسی زنان مبتلا به واژینیسموس و همسران آن‌ها بود.روش بررسی: مطالعه حاضر در مرحله اول به دنبال طراحی دلفی و مرحله دوم در متن یک طرح تک‌موردی انجام شد. به این ترتیب ، 7 متخصص قبل از شروع جلسات درمان، با خواندن خلاصه مبسوط پروتکل، پرسشنامۀ امکان‌سنجی را تکمیل کردند. علاوه بر این، درمانگر پروتکل را از نظر معیارهای امکان‌سنجی در پایان هر جلسه ارزیابی کرد و هر 6 نفر( 3 زوج) تحت درمان نیز دیدگاه خود را در مورد معیارهای امکان‌سنجی این پروتکل در پایان درمان ارائه دادند.یافته‌ها: متخصصان، امکان‌پذیری‌ برنامه‌ را از ابعاد وضعیت و ضروت مناسب ارزیابی کردند. متخصصان، امکان پذیری برنامه را در زمینه‌های پذیرش، کاربرد، انطباق و گسترش، زیاد و در زمینه‌های تقاضا، اجرا و یکپارچه‌سازی با امکان‌پذیری متوسط دانستند. در مرحلۀ دوم که طی اجرای برنامۀ تدوین‌شدۀ درمان شناختی‌رفتاری مبتنی بر زوجین انجام شد، درمانگر، امکان‌پذیری برنامه را در زمینه‌های پذیرش، تقاضا، کاربرد و انطباق، زیاد و در اجرا، متوسط ارزیابی کرد. بیماران، امکان‌پذیری برنامه را در مؤلفه‌های اجرا و کاربرد زیاد و در پذیرش، متوسط توصیف کردند. بحث و نتیجه‌گیری: برنامه مدون درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر مشارکت زوجین براساس نظر متخصصان، بیماران و درمانگر امکان‌پذیری نسبتاً مناسبی نشان داده‌است. این یافته، امکان وارسی‌های بیشتر کارآمدی و اثربخشی این پروتکل را در قالب کارآزمایی‌های بالینی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل نشانگان ضربه عشق براساس تجارب آزاردیدگی دوره کودکی: بررسی نقش میانجی طرحواره های ناسازگار اولیه</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4855.html</link>
      <description>مقدمه: عشق از بنیادی‌ترین تجارب انسانی به‌شمار می‌رود و ناکامی در روابط عاطفی می‌تواند آثار چشمگیری بر ابعاد مختلف سلامت انسان بر جای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رابطه نشانگان ضربه عشق و تجارب آزار‌دیدگی دوره کودکی با نقش میانجی طرحواره‌های ناسازگار اولیه انجام شد.روش: طرح پژوهش، همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان دانشگاه ارومیه بودند که در سال تحصیلی ۱۴۰۳&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ شاغل به تحصیل بودند و نمونه شامل ۴۲۰ نفر بود که به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای از بین دانشکده‌های مختلف دانشگاه انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش از جمله پرسشنامه تجارب آزار‌دیدگی برنستاین، طرحواره‌های ناسازگار اولیه یونگ (فرم کوتاه) و نشانگان ضربه عشق راس پاسخ دادند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای آماری SPSS-27 و SmartPLS-4 انجام گرفت.نتایج: یافته‌ها نشان داد که تجربه ترومای کودکی بر تجربه نشانگان ضربه عشق اثر مستقیم و معنادار دارد و طرحواره‌های ناسازگار اولیه در این بین نقش میانجی دارد (05/0&amp;amp;gt;P). به‌عبارتی اثرات ترومای کودکی به‌واسطه طرحواره‌های ناسازگار اولیه بر تجربه نشانگان ضربه عشق اعمال می‌گردد.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: یافته‌ها بر ضرورت تمرکز متخصصان سلامت روان بر عوامل زمینه‌ای بروز نشانگان ضربه عشق، به‌ویژه ترومای کودکی و طرحواره‌های ناسازگار اولیه، تأکید دارند و پیشنهاد می‌شود با طراحی مداخلات بدیع و آموزش‌های مهارتی مناسب، ظرفیت سازگاری دانشجویان را در تجربه جدایی عاطفی ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مدل ساختاری نشانگان وسواسی جبری بر اساس تجارب آسیب‌زای کودکی، هم‌جوشی شناختی و تحمل ابهام با نقش میانجی ترس از گناه</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4921.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: نشانگان وسواسی جبری یکی از ناتوان‌کننده‌ترین اختلال‌های روان‌شناختی است که با وجود افکار مزاحم، تصاویر ذهنی ناراحت‌کننده و تردیدهای مداوم همراه بوده و سلامت افراد در جنبه‌های مختلف را با آسیب‌های جدی مواجه می‌سازد به‌همین سبب پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری نشانگان وسواسی جبری بر اساس تجارب آسیب‌زای کودکی، هم‌جوشی شناختی و تحمل ابهام: نقش میانجی ترس از گناه انجام شد.روش: پژوهش حاضر از نظر روش‌شناسی توصیفی‌همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود که طی آن از بین تمام دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1404-1403 تعداد 312 نفر به‌شکل در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات سیاهه نشانگان وسواسی جبری (PI_WSUR)؛ پرسشنامه‌های تجارب آسیب‌زای کودکی (CTQ) و آمیختگی شناختی (CFQ) و مقیاس‌های تحمل ابهام (MSTATS) و ترس از گناه (FOGS) بود. تحلیل اطلاعات به دست آمده در سطح توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی آزمون‌های هم‌بستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به‌کمک نرم‌افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 بود.نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد مدل مفهومی از برازندگی مطلوبی برخوردار بوده (&amp;amp;chi;2/df=1.3, RMSEA=0.08 SRMR=0.07, GFI=0.91, AGFI=0.90, CFI=0.91) و ترس از گناه در رابطه هم‌جوشی شناختی (0/16=&amp;amp;beta; و 0/01&amp;amp;gt;p) و تحمل ابهام با نشانگان وسواسی جبری نقش واسطه‌ای معنی‌داری را ایفا می‌کند (0/08-=&amp;amp;beta; و 0/05&amp;amp;gt;p) اما در رابطه تجارب آسیب‌زای کودکی و نشانگان وسواسی جبری نقش واسطه‌ای ندارد (0/03=&amp;amp;beta; و 0/05&amp;amp;lt;p). بحث و نتیجه‌گیری: مطابق با نتایج این پژوهش می‌توان تجارب آسیب‌زای کودکی؛ هم‌جوشی شناختی و ترس از گناه را به عنوان اصلی‌ترین عوامل بروز نشانگان وسواسی جبری نام برد و از آن‌ها برای طراحی پروتکل‌های آموزشی_درمانی استفاده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سلامت روانی و رضایت زناشویی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4945.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر سلامت روانی و رضایت زناشویی مادران کودکان اوتیسم در سال 1403 انجام گرفت. روش: این مطالعه نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. گروه نمونه پژوهش شامل 30 مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز بودند که به شیوه دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. در مرحله پیش‌آزمون، در مورد تمامی شرکت‌کنندگان، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1972) و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ (2000) اجرا شدند. سپس گروه آزمایش در برنامه آموزش تنظیم هیجانی (ده جلسه هفتگی)، شرکت کردند، در حالی که اعضای گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. بعد از اتمام مرحله مداخله، مادران دو گروه با همان پرسشنامه‌ها مورد پس‌آزمون قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج: نتایج به دست آمده از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که جلسات آموزشی بر سلامت روان و رضایت زناشویی مادران کودکان اوتیسم اثرگذار بود (01/0p&amp;amp;lt;). همچنین نتایج نشان داد سلامت روانی و رضایت زناشویی در مادران کودکان اوتیسم گروه گواه به طور معنی‌داری کمتر از مادران کودکان گروه آزمایش بود (01/0p&amp;amp;lt;).بحث و نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: در نتیجه، با توجه به مؤثر بودن برنامه آموزش تنظیم هیجان در بهبود سلامت روانی و ارتقاء رضایت زناشویی مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم، از این برنامه می‌توان به عنوان یک مداخله روان‌شناختی استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله یکپارچه نگر جسم-ذهن-معنویت (IBMS)بر کیفیت زندگی، پریشانی روانشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4962.html</link>
      <description>زمینه و هدف: با توجه به تأثیر چندبعدی PCOS بر سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی، درمان یکپارچه‌نگر ذهن-جسم-معنویت می‌تواند در کاهش علائم روانشناختی مؤثر باشد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی اثربخشی این مداخله یکپارچه‌نگر بر بهبود کیفیت زندگی، کاهش پریشانی روانشناختی و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی در زنان مبتلا به PCOS است.روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه تجربی در دوگروه با پیش آزمون و پس آزمون می باشد، جامعه هدف بیماران داری سندرم پلی کیستیک که 40 نفر به شکل هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزاری شدند. بعد از تکمیل پیش آزمون، برای گروه مداخله 8 جلسه درمان یکپارچه نگر جسم-ذهن-معنویت به شکل انفرادی و به مدت 45 دقیقه اجرا، سپس پس آزمون و بعد از یکماه دوره پیگیری صورت گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی، پرسشنامه پریشانی روانشناختی و پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی گردآوری شده و در نرم افزار spss-22 وارد شده و با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج تحلیل واریانس بین گروهی نشان می دهد که کیفیت زندگی (0.001&amp;amp;lt; p؛317.75= F1,38، با ضریب ایتای 92 درصد)؛ عدم تحمل بلاتکلیفی (0.001&amp;amp;lt; p؛45.77= F1,38، با ضریب ایتای 77)؛ اضطراب (0.001&amp;amp;lt; p؛34.73= F1,38، با ضریب ایتای 55 درصد)؛ افسردگی (0.001&amp;amp;lt; p؛62.11= F1,38، با ضریب ایتای 68 درصد) و استرس (0.001&amp;amp;lt; p؛63.24= F1,38، با ضریب ایتای 69 درصد) در گروه آزمایش نسبت به کنترل با بهبود مواجه شده است؛ که نشان دهنده اثربخشی درمان یکپارچه نگر است.بحث و نتیجه گیری: سندرم تخمدان پلی کیستیک یک بیماری چند علیتی است که پژوهش حاضر نشان داد که می توان مسایل روانشناختی را با استفاده رویکردهای رواندرمانی تا حد زیادی کاهش داد. این یافته‌ها اهمیت ادغام چنین مداخلاتی را در پروتکل‌های استاندارد درمان PCOS به عنوان مکملی برای درمان‌های پزشکی مرسوم برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌‏بینی احتمال خودکشی در نوجوانان بر اساس معنای زندگی با میانجی‌گری تاب‌آوری و تنظیم شناختی هیجان</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4967.html</link>
      <description>مقدمه: مطالعات پیشین، بر نقش محافظتی معنویت در پیشگیری از خودکشی صحه گذاشته‌اند، با این حال، سازوکارهای روانشناختی مؤثر، نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر است. در پژوهش کاربردی حاضر با هدف بررسی نقش معنای زندگی به عنوان پیش‌بینی‌کننده احتمال خودکشی در نوجوانان، نقش تاب‌آوری و تنظیم شناختی هیجان به عنوان میانجی‌های احتمالی مورد بررسی قرار گرفت. روش: جامعۀ آماری در این مطالعۀ توصیفی- همبستگی، شامل تمامی دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در سال 1401- 1402 در شهرستان قم بود که 390 نفر به عنوان نمونه آماری، با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از مقیاس احتمال خودکشی، مقیاس معنا در زندگی استگر و همکاران(MLQ) ، مقیاس تاب‌آوری کودک و نوجوان(CYRM-28) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان استفاده گردید. داده‌های آماری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخۀ 26 و ایموس (AMOS)تجزیه و تحلیل شدند.نتایج: نتایج نشان داد متغیرهای پیش‌بین 75 درصد از واریانس احتمال خودکشی را تبیین می‌کنند. اثر مستقیم میزان معناداری بر احتمال خودکشی قوی و منفی بود (52/0 - =(&amp;amp;beta;. اثر غیرمستقیم میزان معناداری از طریق تاب‌آوری (095/0- =(&amp;amp;beta; و راهبرد سازش‌نایافته تنظیم هیجان (321/0- =(&amp;amp;beta; نیز منفی و معنادار به‌دست آمد. همچنین تنها اثر غیرمستقیم معنادار برای جستجوی معنا، مسیر آن از طریق راهبرد سازش‌نایافته تنظیم هیجان بود (108/0 =(&amp;amp;beta;. بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نقش مهم معنای زندگی و تاب‌آوری در پیشگیری از خودکشی را برجسته می‌سازد. یافته‌ها می‌تواند در طراحی مداخلات عملی با هدف ارتقای رشد معنوی و افزایش تاب‌آوری برای پیشگیری از خودکشی در نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سه‌گانه تاریک شخصیت، رقابت‌جویی و هوش اخلاقی در شادنفرود دانشجویان</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4975.html</link>
      <description>مقدمه: هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین نقش صفات سه‌گانه تاریک شخصیت، رقابت‌جویی و هوش اخلاقی در شادنفرود دانشجویان بود.روش: : روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری مورد مطالعه شامل دانشجویان دانشگاه‌های مشگین‌شهر در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنان 200 نفر به شیوه نمونه‌گیری سهمیه‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های صفات سه‌گانه تاریک جنیسون و ویستر (2010)، رقابت‌جویی فرانکن (1995)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005) و شادنفرود یگانه و همکاران (1400) پاسخ دادند. یافته‌ها: داده‌ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج: نتایج نشان داد شادنفرود در دانشجویان با خودشیفتگی (378/0 =r)، جامعه‌ستیزی (406/0 =r) و رقابت‌جویی (260/0 =r) رابطه منفی و با هوش اخلاقی (325/0- =r) رابطه مثبت و معناداری دارد (05/0 &amp;amp;lt; p). همچنین نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد صفات سه‌گانه تاریک شخصیت، رقابت‌جویی و هوش اخلاقی توانستند خصیصه شادنفرد را به‌گونه معناداری پیش‌بینی نمایند. هوش اخلاقی (268/0- = &amp;amp;beta;)، رقابت‌جویی (254/0 = &amp;amp;beta;) و جامعه‌ستیزی (234/0 = &amp;amp;beta;) بیشترین نقش را در پیش‌بینی شادنفرود در دانشجویان داشتند (05/0 &amp;amp;lt; p).بحث و نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: می‌توان گفت صفات سه‌گانه تاریک شخصیت، رقابت‌جویی و هوش اخلاقی از جمله مهمترین پیش‌بینی کننده‌های شادنفرود در دانشجویان هستند که در برنامه‌های درمانی باید مدنظر قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی فرم فارسی مقیاس تفسیر خویشتن (SCS) در دانشجویان</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_4998.html</link>
      <description>مقدمه: مفهوم تفسیر خویشتن به عنوان نحوه ادراک فرد از خود در ارتباط با دیگران، از سازه‌های بنیادین در روان‌شناسی فرهنگی است. مقیاس تفسیر خویشتن با دو خرده مقیاس استقلال و وابستگی متقابل، ابعاد مختلف این سازه را ارزیابی می‌کند. نظر به اینکه با وجود اهمیت خویشتن و محوری بودن آن در روان‌شناسی، مقیاس‌های محدودی برای سنجش آن به زبان فارسی وجود دارد، هدف پژوهش حاضر سنجش ویژگی‌های روان‌شنجی این مقیاس در دانشجویان بود.روش: ۵۰۷ دانشجوی دانشگاه تهران به روش در دسترس انتخاب و نسخه فارسی مقیاس تفسیر خویشتن (SCS) همراه با پرسشنامه تمایل به قربانی بودن (TIV) و پرسشنامه بین‌المللی تروما (ITQ) را تکمیل کردند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-27 و R.4.5.1 صورت گرفت.نتایج: یافته‌ها از مدل دو عاملی مارکوس و کیتایاما حمایت کردند و شاخص‌ها حاکی از برازش قابل قبول مدل بودند. سه گویه به دلیل بار عاملی پایین حذف شدند و نسخه‌ی فارسی این مقیاس دربرگیرنده‌ی ۲۱ گویه بود. شاخص‌های میانگین واریانس استخراج‌شده و پایایی ترکیبی مرکب نیز بیانگر روایی همگرای قابل قبول این مقیاس بودند. همبستگی این مقیاس یا پرسشنامه‌های بین‌المللی تروما و تمایل به قربانی بودن بین‌‌فردی حاکی از روایی ملاکی همزمان این مقیاس یود. آلفای کرونباخ کل مقیاس ۷۰۳/۰ بود که حاکی از اعتبار این مقیاس در جامعه‌ی ایرانی است. بحث و نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: نسخه فارسی مقیاس تفسیر خویشتن از ساختار دو عاملی و ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوب در جامعه ایرانی برخوردار است و می‌تواند در پژوهش‌های فرهنگی و بالینی استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخۀ فارسی مقیاس تماس با خویشتن (SCS-P)</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5024.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه: هدف این پژوهش ترجمۀ مقیاس تماس با خویشتن کلوسمن و همکاران به زبان فارسی و سپس سنجش ویژگی‌های روان‌سنجی آن بود.روش: روش این پژوهش توصیفی مقطعی از نوع روان‌سنجی می‌باشد. جامعۀ آماری آن را ساکنان بالای 18 سال شهر اصفهان در بهار 1403 تشکیل می‌دادند که از بین آن‌ها به‌روش در دسترس 120 نفر انتخاب شدند. ابزار سنجش در این پژوهش نیز شامل نسخۀ فارسی مقیاس تماس با خویشتن (SCS-P)، پرسشنامۀ معنا در زندگی (MLQ)، پرسشنامۀ ذهن‌آگاهی پنج عاملی (FFMQ)، و فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود. داده‌ها نیز توسط نرم‌افزارهای SPSS 26 و AMOS 24 پردازش شده و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: روایی صوری و محتوایی SCS-P با نظر متخصصان و گروه هدف مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. در بررسی روایی ملاک، سه خرده‌مقیاس آگاهی، پذیرش، و همسویی رفتار همبستگی مثبت معناداری با FFMQ، SCS-SF، و MLQ داشتند (p&amp;amp;lt;0/01). تحلیل عاملی تأییدی نیز وجود این سه عامل را تأیید نمود. آلفای کرونباخ و دونیمه‌سازی نیز پایایی ابزار را تأیید نمود. آلفای کرونباخ خرده‌مقیاس‌‌های آگاهی، پذیرش، و همسویی رفتار به‌ترتیب برابر با 787/0، 682/0، و 738/0، و آلفای کرونباخ کل نیز برابر با 817/0 بود.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد SCS-P را می‌توان ابزاری روا و پایا برای سنجش متغیر تماس با خویشتن در جامعۀ ایرانی دانست.واژگان کلیدی: تماس با خویشتن / آگاهی / پذیرش / همسویی رفتار / روان‌سنجی</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیر آموزش خود شفقت ورزی و آموزش بازسازی شناختی بر خودکارآمدی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5026.html</link>
      <description>مقدمه: هدف مطالعه حاضر مقایسه تأثیر آموزش خود شفقت ورزی و آموزش بازسازی شناختی بر خودکارآمدی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان بود.روش: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری آن دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر رشتخوار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 45 نفر از آنان به‌روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب امتحان فریدمن(1997) و مقیاس خودکارامدی عمومی شرر(1982) بود و گروه‌های آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه‌ای به تفکیک، تحت آموزش خود شفقت ورزی و بازسازی شناختی قرار گرفتند و گروه کنترل آموزشی ندید. داده‌ها به روش تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد.نتایج: نتایج حاکی از اثربخشی هر دو روش خود شفقت ورزی و بازسازی شناختی بر خودکارآمدی دانش آموزان بود(001/0&amp;amp;gt;P). به این صوت که هر دو رویکرد موجب افزایش خودکارآمدی دانش آموزان شد. و اثربخشی آموزش خود شفقت ورزی هم در پس‌آزمون و هم در دوره پیگیری بیش از آموزش بازسازی شناختی بود(05/0&amp;amp;gt;P)..بحث و نتیجه گیری: به‌طورکلی نتایج حاکی از آن بود که هر دو این رویکردهای درمانی می‌تواند بر افزایش خودکارآمدی دانش آموزان مؤثر باشد و به عنوان دو روش موثر در توانمند سازی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر افزودن تمرین بویایی به مداخلات هیجانی مبتنی بر روان‌پویشی دوانلویی بر سبک‌های دفاعی نوجوانان پرخاشگر: طرح تک آزمودنی مقایسه‌ای</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5045.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه: پرخاشگری در نوجوانی، با تثبیت سبک‌های دفاعی ناسازگار مسیر تحول را منحرف می‌سازد. باتوجه به نقش دستگاه بویایی در پردازش شناختی-هیجانی، بهره‌مندی از مداخلات نوآورانه ترکیبی برای بهبودی بیشتر عملکرد‌های دفاعی شایسته توجه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر افزودن تمرین بویایی به مداخلات هیجانی مبتنی بر روان‌پویشی دوانلویی بر سبک‌های دفاعی نوجوانان پرخاشگر انجام شد.روش: این مطالعه یک طرح تک‌آزمودنی مقایسه‌ای از نوع مداخلات موازی بود. جامعه آماری پژوهش تمام نوجوانان پرخاشگر پسر در سال تحصیلی 1403-1404 شهرستان جویبار بودند که تعداد 8 نفر با میانگین سنی 37/14 که نمره پرخاشگری بیشتر از 78 داشتند با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به قید قرعه به دو گروه مداخله تقسیم شدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ پرخاشگری و پرسشنامه سبک‌های دفاعی انجام گرفت. هر دو گروه، ۱۳ جلسه‌ مداخلات هیجانی مبتنی بر روان‌پویشی دوانلویی را دریافت کردند، با این تفاوت که گروه دوم مداخله مکمل تمرین بویایی را نیز انجام دادند.یافته‌ها: بر اساس مقادیر شاخص تغییر پایا (96/1&amp;amp;le;RCI)، اثربخشی مداخلات هیجانی مبتنی بر روان‌پویشی دوانلویی برای سبک‌های دفاعی رشد یافته، رشد نایافته و روان‌آزرده برای گروه اول به لحاظ آماری معنا‌دار بود، اما از نظر بالینی برای هیچ یک از آنها معنادار نبود. افزودن تمرین بویایی به این مداخلات در گروه دوم، منجر به بهبود سبک‌های دفاعی شد که به لحاظ بالینی و آماری معنا‌دار بود.بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده افزودن تمرین بویایی به مداخلات هیجانی مبتنی بر روان‌پویشی دوانلویی، با تسهیل اتصالات کارکردی بین مدارهای بویایی و مراکز هیجانی، مکانیسم‌های دفاعی نوجوانان پرخاشگر را بهبود می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر نشانگان وسواس بیماران دارای اختلال وسواس جبری</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5046.html</link>
      <description>مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر نشانگان وسواس بیماران دارای اختلال وسواس جبری بود.روش: پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران زن با تشخیص اختلال وسواس جبری مراجعه‌کننده به کلینیک اعصاب و روان بیمارستان ابن‌سینا شهر مشهد در سال 1402 بودند که پس از غربالگری و تشخیص اولیه، تعداد 45 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه نشانگان وسواس (OCI-R) استفاده شد. گروه‌های آزمایش به تفکیک تحت درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای به‌صورت یک جلسه در هفته قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد نشانگان وسواس در هر دو گروه ذهن آگاهی و شناختی رفتاری از پیش‌آزمون به پس‌آزمون و به پیگیری کاهش یافته است (001/0&amp;amp;gt;P) و این تأثیر در گروه ذهن آگاهی بیشتر بوده است.نتیجه‌گیری: به‌طورکلی نتایج حاکی از آن بود که هر دو این رویکردهای درمانی می‌تواند بر کاهش نشانگان وسواس بیماران مؤثر باشد و نقش مؤثری در درمان وسواس داشته باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان یکپارچه نگر شناختی رفتاری متمرکز بر پذیرش و تعهد(CBT-ACT) بر عملکرد جنسی و عزت نفس زنان مبتلا به واژینیسموس</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5051.html</link>
      <description>مقدمه: واژینیسموس از جمله اختلالات جنسی شایع در زنان بشمار می رود که مسایل و فعالیت های جنسی زنان را به خطر می اندازد بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان یکپارچه شناختی رفتاری مبتنی بر پذیرش و تعهد(CBT-ACT) بر بهبود عملکرد جنسی ، و عزت نفس زنان مبتلا به واژینیسموس شهر مشهد بود.روش: روش این پژوهش نیمه‌‌آزمایشی از نوع پیش‌‌آزمون - پس‌‌آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور از بین کلیه زنان مبتلا به واژینسیم مراجعه کننده به مطب های متخصصین زنان وکلینیک های خدمات روانشناسی شهر مشهد، بر اساس نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر مبتلا به واژینیسم براساس تشخیص متخصص زنان ، انتخاب و به‌‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. مداخله به شیوة گروهی، در 12 جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه عملکرد جنسی زنان روزن(FSFI) و عزت نفس روزنبرگ(ROSS ) بود که افراد در مرحله پیش‌‌آزمون و پس‌‌آزمون به پرسش‌ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها از تحلیل‌کواریانس استفاده شد.نتایج: تحلیل نتایج نشان داد که درمان یکپارچه شناختی رفتاری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود عملکرد جنسی(P&amp;amp;lt;0/01) و ارتقا عزت نفس(P&amp;amp;lt;0/001) در زنان مبتلا به واژینیسموس مؤثر است. بحث و نتیجه گیری: درمان یکپارچه شناختی رفتاری مبتنی بر پذیرش و تعهد(CBT-ACT) می تواند به عنوان یک روش مداخله درمانی انعطاف پذیر و کاربردی در درمان اختلالات جنسی بویژه واژینیسموس، کارایی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل یابی استحکام روانی بر اساس خلاقیت هیجانی با نقش میانجی نشخوار فکری مادران نوجوان مبتلا به اوتیسم</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5052.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل‌یابی استحکام روانی بر اساس خلاقیت هیجانی با نقش میانجی نشخوار فکری مادران نوجوان مبتلا به اوتیسم انجام شده است.روش: پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مادران دارای نوجوان مبتلا به اوتیسم در زمستان سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری هدفمند 360 نفر انتخاب شد. با استفاده از مقیاس درجهبندی اوتیسم گیلیام (GARS-3) گیلیام (2014)، مقیاس استحکام روانی (MTQ-48) کلاف و همکاران (2002)، سیاهه خلاقیت هیجانی (ECI) آوریل و همکاران(1991) و مقیاس پاسخ نشخوار فکری (RRS) نولن-هوکسما و مارو (1991) داده&amp;amp;rlm;ها جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 29 داده‌ها تحلیل شد.نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم خلاقیت هیجانی (53/0=&amp;amp;beta; و 001/0=sig) و نشخوار فکری (73/0- =&amp;amp;beta; و 001/0=sig) بر روی استحکام روانی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که نشخوار فکری در رابطه بین خلاقیت هیجانی (57/0- =&amp;amp;beta; و 001/0=sig) با استحکام روانی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (06/0=RMSEA، 03/0= SRMRو 05/0&amp;amp;gt;p) و 83 درصد از واریانس استحکام روانی تبیین می‌شود.بحث و نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه&amp;amp;rlm;گیری کرد که با بهبود خلاقیت هیجانی و پایین آوردن میزان نشخوار فکری با کمک روانشناسان و مشاوران می&amp;amp;rlm;توان استحکام روانی مادران نوجوان اوتیسم را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای برتکانشگری و حافظه فعال در نوجوانان دارای ADHD: یک مطالعه نیمه تجربی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5053.html</link>
      <description>مقدمه: تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مغز یک روش غیر تهاجمی تحریک مغز است که می‌تواند با اعمال جریان الکتریکی ضعیف به جمجمه، تغییراتی در تحریک پذیری نواحی قشر مغز ایجاد کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مغز بر تکانشگری و حافظه فعال در نوجوانان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی انجام شد.روش: طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و با روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مراجعان نوجوان مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 می باشد. نمونه این پژوهش متشکل از 30 نفر از نوجوانان دارای اختلال نقص توجه-بیش فعالی رده ی سنی 12 تا 18 سال بوده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مطالعه کنونی، شامل دو گروه مداخله و کنترل بود که 15 نفر در هر گروه به‌صورت تصادفی تخصیص داده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون حافظه فعال N-back و پرسشنامه تکانشگری بارت-11 بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار spss نسخه 25 صورت پذیرفت.نتایج: درمان تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مغز تاثیر معناداری بر تکانشگری و حافظه فعال در نوجوانان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی داشت. پس از کنترل اثر پیش‌آزمون بر پس‌آزمون، برای مقایسه نمرات بین دو گروه، تفاوت معناداری در متغیرها مشاهده شد؛ به‌گونه‌ای که تکانشگری کاهش و حافظه فعال بهبود یافت، (تکانشگری: F(1,27)=53.21, p=0.001، حافظه فعال: F(1,27)=50.23, p=0.001). اندازه اثر برای تکانشگری &amp;amp;eta;2=0.47 و برای حافظه فعال &amp;amp;eta;2=0.39 بود، که نشان‌دهنده تأثیر مؤثر مداخله بر این متغیرها است.بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مغز منجر به کاهش تکانشگری و بهبود حافظه فعال در نوجوانان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روانسنجی ( اعتبار و پایایی) پرسشنامه استرس دانشجویی (SSI)</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5054.html</link>
      <description>مقدمه: استرس یکی از واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر در زندگی امروزی و منشأ بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی است. یکی از انواع استرس، استرس در بین دانشجویان است که می‌تواند سبب کاهش کارایی افراد شود. وجود یک ابزار معتبر که بتواند میزان استرس دانشجویان را بسنجد و در مراکز مشاوره دانشجویی مورداستفاده قرار بگیرد، لازم و ضروری به نظر می‌رسد. با توجه به نبود ابزاری در این زمینه، هدف این پژوهش بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه استرس دانشجویی (SSI) در ایران است.روش: این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه شامل 441 نفر از دانشجویان ایرانی است که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب‌شده‌اند و پرسشنامه‌های استرس دانشجویی (SSI) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS-21) را تکمیل نموده‌اند. اعتبار این پرسشنامه به‌وسیله اعتبار همگرا با مقیاس DASS-21 و تحلیل عاملی تأییدی اندازه‌گیری شده است، همچنین برای ارزیابی پایایی آن نیز از روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و دونیمه سازی استفاده‌شده است.نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که ضریب همسانی درونی برای کل مقیاس 0/91 و همبستگی بین دونیمه0/64 می‌باشد. اعتبار همگرا بین پرسشنامه‌های SSI و DASS-21 همبستگی 0/80 را نشان می‌دهد که رابطه قوی و معنادار مثبت است؛ همچنین تحلیل عاملی تأییدی نشان از برازش خوب ساختار عاملی این پرسشنامه دارد.بحث و نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: بر اساس نتایج پژوهش، نسخه فارسی پرسشنامه استرس دانشجویی (SSI) می‌تواند به‌عنوان ابزاری معتبر و پایا برای سنجش میزان استرس دانشجویان مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مدل‌یابی عاملی تأییدی تا یادگیری ماشین: بررسی چندرویکردی ساختار عاملی و ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس PSS-10</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5069.html</link>
      <description>مقدمه: مقیاس استرس ادراک‌شده (PSS-10)، ابزاری پرکاربرد برای سنجش استرس است. این مطالعه با هدف ارزیابی جامع‌تر ویژگی‌های روان‌سنجی PSS-10 با به‌کارگیری ترکیبی از پنج رویکرد پیشرفته شامل مدل‌سازی معادله ساختاری، نظریه پاسخ پرسش، تحلیل گراف اکتشافی، تحلیل شبکه، و یادگیری ماشین انجام شد.روش: در این مطالعه روان‌سنجی، ۱۲۷۸ دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مدل‌های تحلیل عاملی (CFA، ESEM، ESEM-within-CFA)، مدل‌های نظریه پاسخ پرسش (GRM، GPCM و MPGCM)، تحلیل گراف اکتشافی (EGA)، تحلیل شبکه (با محاسبه شاخص‌های کانونی) و الگوریتم جنگل تصادفی تحلیل شدند. سپس شاخص‌های کلیدی هر رویکرد یکپارچه شده و هر گویه بر اساس عملکردش رتبه‌بندی شد تا گویه‌های هسته‌ای، مکمل و نیازمند بازنگری شناسایی شوند.یافته‌ها: مدل ESEM-within-CFA با برازش عالی (000/0=RMSEA؛ 00/1=CFA) به عنوان مدل نهایی انتخاب شد. تحلیل‌های مستقل دیگر، از جمله نظریه پاسخ پرسش (مدل MGPCM)، تحلیل گراف اکتشافی و تحلیل شبکه، ساختار دو عاملی مقیاس (ناتوانی ادراک‌شده و خودکارآمدی ادراک‌شده) را تأیید کردند. بر اساس رتبه‌بندی نهایی، گویه‌های 10 و 2 به عنوان گویه‌های هسته‌ای، گویه‌های 1، 3، 8 و 9 به عنوان گویه‌های مکمل و گویه‌های 4، 6، 7 و به‌ویژه گویه 5 به عنوان گویه‌های نیازمند بازنگری شناسایی شدند.نتیجه گیری: یافته‌ها نه تنها از اعتبار سازه‌ای قوی PSS-10 حمایت کرد، بلکه نشان داد که روش چندرویکردی به‌کارگرفته شده، ابزار قدرتمندی برای شناسایی دقیق گویه‌های کلیدی و بهینه‌سازی ابزارهای سنجش فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه چندبعدی ذهنی‌سازی (MMQ) در نمونه‌ای از دانشجویان ایرانی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5112.html</link>
      <description>اگرچه ذهنی‌سازی را به‌عنوان سازه‌ای چندبعدی مفهوم‌سازی می‌کنند، بسیاری از ابزارها دامنه‌ی محدودی از آن را می‌سنجند. MMQ با هدف پوشش ابعاد سازگارانه و ناسازگارانه‌ ذهنی‌سازی تدوین شده است. مرورهای انتقادی نشان می‌دهند که مرز مفهومی میان &amp;amp;laquo;ظرفیت/فرایند ذهنی‌سازی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیامدهای نقص&amp;amp;raquo; در آن در ساختار MMQ تبیین نشده است. مطالعه‌ حاضر با هدف ارزیابی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه‌ی فارسی MMQ در نمونه‌ای از دانشجویان ایرانی و بازبینی ساختار عاملی آن به‌منظور دستیابی به تمایز میان ابعاد ذهنی سازی انجام شد.روش: این مطالعه‌ توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی بر روی ۲۴۸ نفر از دانشجویان دانشگاه‌های اصفهان انجام شد. روایی صوری - محتوایی MMQ ارزیابی شد. برای آزمون سه مدل رقیب شامل مدل شش‌عاملی اولیه، مدل پنج‌عاملی و مدل دوعاملی مرتبه‌ی دوم ، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. روایی همگرا از طریق بررسی همبستگی با پرسش‌نامه‌ی عملکرد انعکاسی، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و مقیاس رضایت از زندگی و روایی واگرا با محاسبه شاخص (HTMT) ارزیابی شد. همسانی درونی نیز با بهره‌گیری از شاخص‌های پایایی مناسب برآورد گردید. نتایج: بر اساس بازخورد خبرگان، تعدادی از گویه‌ها مورد بازبینی قرار گرفت و برخی از آن‌ها به‌عنوان گزینه‌های بالقوه برای حذف شناسایی شد. تمامی گویه‌ها در قالب یک مدل تأییدی شش‌عاملی آزمون شدند که نتایج بیانگر برازش ضعیف مدل و عملکرد نامطلوب عامل &amp;amp;laquo;بی‌اعتمادی&amp;amp;raquo; و چند گویه دیگر بودند. با ادغام شواهد حاصل از مراحل پیشین، ۹ گویه حذف شدند و یک مدل پنج‌عاملیِ ۲۴ گویه‌ای و هم چنین یک ساختار دوعاملی مرتبه‌ی دوم شامل &amp;amp;laquo;گرایش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آسیب&amp;amp;raquo; ذهنی‌سازی آزمون شدند. شواهد از برتری نسبی مدل دوعاملی مرتبه‌ی دوم حمایت کردند. بحث و نتیجه‌گیری: عملکرد نامطلوب &amp;amp;laquo;بی‌اعتمادی&amp;amp;raquo; را می‌توان نشانگر عدم هم‌خوانی صورت‌بندی MMQ با الگوهای اعتماد در فرهنگ جمع‌گرای ایرانی دانست. معکوس‌سازی نمرات عامل &amp;amp;laquo;قدرت ایگو&amp;amp;raquo; و الحاق آن به &amp;amp;laquo;آسیب ذهنی‌سازی&amp;amp;raquo; به تمایز روشن‌تر میان &amp;amp;laquo;ظرفیت/فرایند ذهنی‌سازی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیامدهای نقص در آن&amp;amp;raquo; انجامید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری رابطه سبک‌های دلبستگی و نشانه‌های وسواس فکری‌-عملی: نقش‌ میانجی ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی</title>
      <link>https://cpap.shahed.ac.ir/article_5231.html</link>
      <description>مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و نشانه‌های وسواس فکری-عملی بود.روش: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل بزرگسالان ایرانی بالای ۱۸ سال از هر دو جنسیت و با سطح تحصیلات مختلف، بدون تشخیص بیماری روانی یا جسمانی قابل توجه در سال ۱۴۰۱ بود. نمونه‌گیری به ‌صورت دردسترس انجام شد و 251 نفر (60 مرد و 191 زن) از محیط غیر بالینی در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‌های وسواس فکری-عملی (MOCI)، سبک‌های دلبستگی (AAI)، انعطاف‌پذیری شناختی (CFI)، و ناگویی هیجانی (TAS-20) بودند. داده‌ها با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق مدل‌سازی معادله ساختاری برای آزمون فرضیه‌ها تحلیل شدند. تحلیل‌های آماری با نرم‌افزارهای SPSS نسخه 21 و AMOS نسخه 22 انجام شد. نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد مدل پژوهش، برازش خوبی با داده‌ها دارد. مسیر مستقیم از سبک‌های دلبستگی به نشانه‌های وسواس فکری-عملی معنی‌دار نبود، اما مسیرهای مستقیم از ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی به نشانه‌های وسواس فکری-عملی معنی‌دار بودند. همچنین، اثرات غیرمستقیم از طریق ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و نشانه‌های وسواس فکری-عملی معنی‌دار بودند. بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی نقش‌های میانجی مهمی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و نشانه‌های وسواس فکری-عملی ایفا می‌کنند. پیشنهاد شد که در مداخلات روانشناختی، به تأثیر ناگویی هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در درک فرایند ایجاد و بروز نشانه‌های وسواس فکری-عملی توجه شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
