مقایسه اثربخشی موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده و راهبردهای شناختی بر کاهش میزان اضطراب دانش‌آموزان

نویسندگان

چکیده

  پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی دو روش موسیقی‌درمانی باتصور هدایت‌شده و راهبردهای شناختی بر کاهش میزان اضطراب دانش‌آموزان دبیرستانی در سال تحصیلی 86 ـ 85 انجام شد. در این پژوهش فرض شد که هر دو روش "موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده" و "راهبردهای شناختی"، میزان اضطراب دانش‌آموزان را کاهش می‌‌دهند و روش موسیقی‌درمانی مؤثرتر از روش راهبردهای شناختی است. به منظور بررسی این فرضیه‌های تحقیق از بین دبیرستان‌های مختلف استان یزد یک دبیرستان و از بین دانش آموزان آن دبیرستان 150 دانش‌آموز به طور تصادفی انتخاب شدند. پس از اجرای آزمون اضطراب زانگ از میان آنها، 45 نفر از دانش‌آموزانی که نمره بالایی را در این آزمون کسب کرده بودند، انتخاب شدند و به سه گروه، شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی اول برنامه‌های موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده و گروه آزمایشی دوم آموزش راهبردهای شناختی را هر کدام به طور جداگانه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ برنامه‌ای را دریافت نکرد. مداخلات درمانی به مدت یک ماه (دو جلسه در هفته) در مجموع هشت جلسه اجراء شد. هر سه گروه پیش و پس از آزمایش به آزمون اضطراب زانگ پاسخ دادند. روش‌های آماری مورد استفاده در این پژوهش علاوه بر آمار توصیفی از آزمون تحلیل واریانس یک عاملی و آزمون تعقیبی شفه استفاده گردید. نتایج بدست آمده از تحقیق نشان دادکه هر دو روش درمانی یعنی موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده و راهبردهای شناختی با سطح اطمینان 95 / 0 بر کاهش میزان اضطراب مؤثر بودند .

کلیدواژه‌ها