اثربخشی آموزش خود - دلسوزی بر نگرش‌های ناکارآمد و تحریف‌های شناختی در زنان مطلقه بی‌بضاعت

نویسندگان

1 دانشگاه لرستان

2 دانشگاه علوم پزشکی ایران

چکیده

مقدمه: طلاق از آسیب‌زاترین فقدان‌ها می‌باشد و به‌عنوان یک عامل خطر، منجر به اختلالات روانی و صدمات روحی در خانواده و همچنین عامل به خطر انداختن سلامت روانی جامعه می‌شود. هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش خود - دلسوزی بر نگرش‌های ناکارآمد و تحریف‌های شناختی زنان مطلقه بی‌بضاعت بود.
روش: این پژوهش یک مطالعه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه شامل تمام زنانی بود که در نیمۀ دوم سال 1395 به دلیل مواجه‌شدن با رویداد آسیب‌زای طلاق و نداشتن توان مالی برای اداره زندگی خود، تحت حمایت کمیته امداد شهرستان گیلان غرب بودند (62=N). تعداد 40 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و در دو گروه 20 نفری به‌تصادف جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، آموزش متمرکز بر دلسوزی به مدت 8 جلسه و هر جلسه یک ساعت و برای گروه کنترل، هیچ‌گونه آموزشی ارائه نگردید. برای هر دو گروه قبل از اعمال مداخله پیش‌آزمون و بعد از اعمال مداخله پس‌آزمون اجرا شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی، نگرش‌های ناکارآمد و تحریفات شناختی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که بعد از تعدیل نمرات پیش‌آزمون، میزان میانگین نمرات نگرش‌های ناکارآمد و تحریفات شناختی در گروه آموزش متمرکز بر دلسوزی به‌طور معنی‌داری پایین‌تر از گروه کنترل است (0.001>p) و میزان میانگین گروه آموزش متمرکز بر دلسوزی در طرد بین فردی، توقع غیرواقع‌بینانه از روابط، سوءبرداشت بین فردی از زیرمؤلفه‌های تحریفات شناختی به‌طور معنی‌داری پایین‌تر از گروه کنترل بود (0.01>p).
بحث و نتیجه‌گیری: آموزش خود - دلسوزی در بهبود نگرش‌های ناکارآمد و تحریفات شناختی در زنان مطلقه بی‌بضاعت مؤثراست.

کلیدواژه‌ها