نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشگاه شاهد
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
امروزه در گستره روانشناسی بالینی، شاهد تدوین و گسترش پروتکلهای درمانی، مبتنی بر دیدگاههای نظری متفاوت هستیم. هنگامی که یک برنامه درمانی منتشر میشود، تمایل به استفاده از آن نیز گسترش مییابد. در کشورهای مقصد، برنامه مفروض ترجمه میشود، و سپس یا مستقیماً در درمان بیماران بهکار گرفته میشود یا در پژوهشهای بالینی مورد استفاده قرار میگیرد.
اما یک پرسش، ذهن متخصصان را درگیر میکند و آن، اینکه آیا میتوان یک برنامه درمانی مفروض را مستقیماً ترجمه نمود و بیدرنگ مورد استفاده قرار داد؟ همانگونه که در مورد ابزارهای روانشناختی هم این پرسش مطرح میگردد که آیا میتوان با ترجمه یک پرسشنامه، استفاده از آن را مستقیماً در فرهنگ جدید آغاز نمود، یا اینکه مطالعات روانسنجی، مقدمهی برای گامهای بعدی است. در علم روانشناسی، قبل از استفاده از آزمونها، یافتن ویژگیهای روانسنجی آنها، ضرورت دارد.
در راستای این سخن، در مورد ابزارهای روانشناختی، فرایندی در علم روانشناسی مطرح شده که مسیر ورود یک پروتکل درمانی را به یک بوم تازه ترسیم میکند. این مفهوم، «امکانسنجی » نام دارد. مفهوم امکانسنجی در علوم مختلف به گونه متمایزی مطرح میگردد. اما در روانشناسی بالینی، مطالعات امکانسنجی را «مدلهای ارزیابی برنامهریزیشده در مقیاس کوچک » میدانند چه، این پرسش را مطرح میکند که: «آیا مداخله در نمونهای کوچک، کار میکند؟». اگر گام نخست برداشتهشود، آنگاه در گامهای بعدی، پژوهش به سمت مطالعهای در مقیاس کاملتر، چونان کارآزماییهای تصادفیشدۀ بالینی (RCTs) پیش میرود.
کلیدواژهها [English]